روانشناسی کودک با بهترین روش های روز

رشد هیجانی کودک در سالهای اولیه زندگی +همه نکات مهم

در آغاز زندگی، نوزادان بطور ذاتی می دانند که برای بدست آوردن چیزهایی که می خواهند، گریه کنند. با بزرگ تر شدن، توانایی های عاطفی کودکان گسترش می یابد و به آنها امکان می دهد مهارت های متنوعی را که در زندگی بزرگسالی به آنها نیاز دارند، پرورش دهند. رشد هیجانی شامل احساساتی است که نسبت به خودمان و دیگران داریم.

این مطلب با هدف ارائه درک بهتر از مراحل اصلی رشد هیجانی، تأثیرات آن، مهارتهای عاطفی و عوامل مؤثر بر آنها ارایه شده است.

معنی هیجان

اصطلاح هیجان (emotion) از کلمه ی لاتین “emovere” گرفته شده است که به معنی به جنبش در آوردن، تحریک و حرکت است. بطور کلی می توان گفت “واکنش کلی و کوتاه به یک واقعیت غیر منتظره همراه با یک حالت عاطفی خوشایند یا ناخوشایند هیجان نامیده می ‌شود”.

وقتی عصبانیت، ترس، شادی، اندوه، انزجار و غیره را تجربه می کنیم، احساس هیجان می کنیم یا هیجان زده می شویم. یک حالت هیجانی، از احساسات، انگیزه ها، واکنش های جسمی و فیزیولوژیکی تشکیل شده است.

حتما بخوانید: نقش موسیقی در رشد و تکامل کودک(بر اساس مطالعات جدید)

هیجانهای کودک با محبت و ترس و خشم آغاز می شوند، سپس سایر هیجانها از آنها سرچشمه می گیرند و زندگی کودک و بزرگسال رنگ های هیجانی و عاطفی مختلفی پیدا می کند که همان رشد هیجانی می باشد. نحوه بیان بستگی به شدت احساسات دارد. احساسات همیشه توسط محرک خاصی برانگیخته می شود که ممکن است فرد، شیء یا یک رویداد باشد.

افراد مختلف ممکن است احساسات مختلفی نسبت به یک محرک یکسان داشته باشند. بنابراین هیجانات به معنای طیف گسترده ای از رفتارهایی مانند عشق، عصبانیت، حسادت و غیره است. هنگامی که یک فرد چیزهایی مانند ترس، عصبانیت یا شادی را احساس کند، شرایط خاص ذهنی بوجود می آید. روانشناسان این شرایط روحی را هیجانات خوانده اند.

ویژگی های هیجانات:

در زیر برخی از ویژگی های هیجانات ذکر شده است:

  • هیجان یک شرایط خاص ذهنی است.
  • هیجانات شامل احساسات خوشایند و ناخوشایند است.
  • هیجانات همیشه توسط یک محرک خاص برانگیخته می شود.
  • یک محرک یکسان ممکن است احساسات متفاوتی را در افراد مختلف برانگیزد.
  • بلوغ نقش مهمی در رشد هیجانی ایفا می کند.
  • در رشد هیجانی، عوامل عینی و ذهنی دخیل هستند.
  • هیجانات شدیدتر از احساسات هستند.

رشد هیجانی

همانطور که در ابتدای مطلب اشاره شد، هیجانهای کودک با محبت و ترس و خشم آغاز می شوند، سپس سایر هیجانها از آنها سرچشمه می گیرند و زندگی کودک و بزرگسال رنگ های هیجانی و عاطفی مختلفی پیدا می کند که همان رشد هیجانی می باشد. رشد هیجانی در رابطه با رشد عصبی، شناختی و رفتاری اتفاق می افتد و در یک بستر خاص اجتماعی و فرهنگی پدیدار می شود. بعبارت دیگر، فرهنگ جامعه تاثیر زیادی در رشد هیجانی افراد دارد.

رشد این هیجانات، که هم احساسات مثبت و هم منفی را شامل می شود، تا حد زیادی تحت تأثیر روابط کودک با والدین، ​​خواهر و برادر و همسالان است.

کودکان و هیجانات آنها

در حالی که به نظر می رسد نوزادان با برخی از ویژگی های هیجانی خود به دنیا می آیند، بسیاری از این هیجانات تحت تاثیر روابط با خانواده، همسالان و فرهنگ جامعه شکل می گیرد. رابطه ی صمیمی، مراقبت دقیق، به ویژه در سال اول زندگی، به نوزادان کمک می کند تا این احساس را داشته باشند که جهان مکانی امن و خوب است.

این احساس امنیت می تواند پایه مناسبی برای رشد سایر هیجانات سالم باشد. نوزادان و کودکان، به افراد نزدیک شان احساس دلبستگی می کنند و با مواجهه با افراد غریبه و ناآشنا، احساس اضطراب و بیقراری می کنند. این اولین و مهمترین رابطه ی احساسی و هیجانی کودک محسوب می شود.

مراقب اصلی برای تقریبا اکثر نوزادان، مادر آنها است. اما همیشه اینگونه نیست. مطالعات نشان داده است که سرپرست یا مراقب اصلی می تواند یک مادر، یک پدر یا هر فرد نزدیک به فرزند باشد که با او پیوند محکمی برقرار می کند.

آنچه مهم است نقش رسمی مراقب نیست، بلکه این واقعیت است که او از همان ابتدا در کنار کودک حضور دارد و به کودک اجازه می دهد پیوند نزدیکی با او و سایر افراد برقرار کند. این فرد می تواند بر رشد احساسات کودک تاثیر گذار باشد.

کودک نوپا و اوایل کودکی

در دوره ی اوایل کودکی، همراه با بلوغ سریع لوبهای فرونتال و مدار لیمبیک در مغز، کودک شناخت خود را آغاز می کند. در نتیجه، کودک نو پا تلاش می کند تا مستقل تر شود و ابراز خشم و سرپیچی در مبارزه برای استقلال بیشتر می شود. توانایی تمایز خویشتن از دیگران نیز موجب تقویت رفتار همدلی و درک اخلاقی می شود.

تا پایان سال دوم زندگی، کودکان نوپا به سیگنال های منفی دیگران پاسخ می دهند و نسبت به اقدامات منفی خود واکنش های عاطفی خاصی دارند. عواطفی که با برداشتی ابتدایی از خود پدیدار می شوند، غالباً احساسات خودآگاهی خوانده می شوند و شامل شرم، خجالت، گناه و غرور است. برخی از احساسات خودآگاهی، مانند غرور و گناه، تا زمانی که کودکان نوپا و خردسالان یاد نگرفته اند که رفتارهای درونی را درک کنند، ظهور نمی یابند.

حتما بخوانید: آموزش بازی های فکری مناسب کودکان با روشهایی لذت بخش (همراه فیلم)

کودکان خردسال ابتدا شادی را از احساسات منفی متمایز می کنند و سپس شروع به تمایز احساسات منفی مانند غم، عصبانیت و ترس از یکدیگر می کنند. آنها شروع به تشخیص این احساسات در چهره فرد می کنند، و پس از ورود به اواسط کودکی، شروع به درک عواطف بر حسب موقعیت می کنند. ذهنیت عاطفی در افراد مختلف متفاوت است و ممکن است یک رویداد، کودکی را خوشحال کند و بر کودک دیگر تاثیری نگذارد.

ظهور هیجانات عاطفی به ویژه در دوران کودکی بسیار مهم است و در بستر روابط خانوادگی و همسالان اتفاق می افتد. بیان آزاد احساسات مثبت و روابط گرم و حمایتی بین والدین و فرزندان، رشد هیجانات مثبت را ارتقا می بخشد. از طرف دیگر، بیان مکرر احساسات منفی در خانواده و واکنشهای انضباطی شدید و تنبیه کننده، باعث افزایش بروز احساسات پریشان کننده و استرس زا می شود که ممکن است منجر به مشکلات روانشناسی شود.

روابط مناسبات با همسالان که با فعالیت هایی مانند بازی های گروهی مشخص می شوند نیز برای رشد هیجانی در دوران کودکی مهم هستند. کودکان از تبادلات عاطفی با همسالان، درک عاطفی و همدلی و کمک به دیگران را یاد میگیرند.

اواسط و اواخر دوران کودکی

به طور کلی، در هفت سال اول زندگی، هیجانها و عواطف کودک تشکیل می یابند و حالت ثبات به خود می گیرند. کودک به تقلید از رفتار بزرگسالان و همسالان می پردازد. مانند آنان خشمناک می شود و از چیزهایی که آنها می ترسند، خواهند ترسید. همچنین به خشم و هر رفتار مهرانگیز نسبت به خود، واکنش نشان می دهد. در همین مرحله با اعضای خانواده یا همبازیهایش همدردی می کند و می خواهد در مسائل خانگی و امور مربوط به دوستانش اظهارنظر کند.

کودک در سن های مدرسه ای نیازمند فعالیت و تصمیم گیری آزاد است و از اینکه والدین در کارهای او دخالت کنند ناراحت می شود. اگر امیال او از طرف بزرگسالان سرکوب شود موجب کج خلقی، اخم و ترشرویی او می شود.

حتما بخوانید: اضطراب در کودکان دبستانی: علائم و بهترین راهکارهای موجود (تحقیقات جدید)

در این سن وفاداری گروهی کودک قوی است و به تشکیل جمعیت های همفکر ولی کم دوام می پردازد. جمع های پسران و دختران- به ویژه در دوره ی طفولیت بعدی- از هم جدا می شوند و به رقابت با یکدیگر می پردازند.

همچنین در دوران میانی و اواخر دوران کودکی، کودکان این موضوع را درک می کنند که یک موقعیت یا یک رویداد واحد می تواند منجر به تجربه احساسات متعدد و مختلط شود. به عنوان مثال، کودکان بزرگتر می فهمند که مهمانی خداحافظی برای خواهر و برادرانی که برای تحصیل به دانشگاه می روند، احتمالاً برای کودک و خواهر و برادرش یک اتفاق خوشحال کننده و در عین حال غمناک خواهد بود.

حتما بخوانید: پاسخ به همه سوالات رایج درباره بیش فعالی کودکان (ویدیو)

کودکان همچنین در اواسط و اواخر دوران کودکی، حالات نمایش عاطفی را یاد می گیرند. به عنوان مثال، کودک حتی وقتی که از رفتار یک دوست یا یکی از اعضای خانواده ناراحت است، می تواند خود را خوشحال نشان دهد.

استفاده از نمایش عاطفی بتدریج افزایش می یابد زیرا کودکان می توانند در نظر بگیرند که اقدامات آنها برای دیگران چه عواقبی می تواند داشته باشد. احتمال سرکوب احساسات منفی به عوامل مختلفی از جمله جنسیت کودک، مخاطب کودک، شرایط و فضای فرهنگی کودک بستگی دارد.

متعادل کردن هیجانات کودکان

برای برقراری تعادل هیجانی کودکان، پیشنهادات زیر را در نظر بگیرید:

  • برای دستیابی به تعادل هیجانی، باید علل بروز طغیان عاطفی از بین برود.
  • با سازماندهی فعالیتهای مختلف در مدرسه باید به کودکان در بیان احساسات خود کمک کنیم.
  • بعضی اوقات کودکان به دلیل محدودیت های اجتماعی مجاز به بیان بسیاری از احساسات خود نیستند. بنابراین به آنها فرصت دهید تا احساسات خود را بیان کنند.
  • علاوه بر بیان احساسات، کودک باید برای کنترل هیجانات نیز آموزش های لازم را دریافت کند.
  • می توان به کودک کمک کرد تا موقعیت های ایجاد کننده ی عواطف ناخوشایند را بررسی کنند.

بعضی اوقات ممکن است هیجانات در فرآیندهای یادگیری کودک دخالت کنند. در طی حالت عصبانیت و هیجانات، ما قادر به یادگیری یا خواندن صحیح نیستیم. وقتی هیجان زده یا غیرفعال هستیم، فکر کردن یا مطالعه برای ما دشوار می شود.

حتما بخوانید: تاثیرات منفی استفاده از موبایل، تبلت و لپتاب در کودکان (ویدیوی ۱ دقیقه ای)

با این حال، دیده می شود که به دلیل ترس از عدم موفقیت در امتحانات، کودکان برای گرفتن نمرات بهتر همچنان تلاش می کنند. بنابراین این روشن است که هیجانات در یادگیری دخالت می کند.

ویدیوی کاربردی

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن